تبليغاتX
دفتررباعی

پرویز مشکاتیان درگذشت

پرویز مشکاتیان آهنگساز برجسته و نوازنده سنتور به علت نارسایی قلبی در منزلش درگذشت.

پرویزمشکاتیان بعد از ظهر دوشنبه  ۳۰ شهریوردر سن 54 سالگی دچار ایست قلبی شد ودرگذشت.

مشکاتیان آموزش موسیقی را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.

وی ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد.

مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود.

وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ این پیوند به جدایی منجر شد. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.

روحش شاد ویادش گرامی باد.


+ نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 2:18  توسط مسعودمعظمی | 
درود بر دوستان

این بار هم با یک رباعی اومدم هر چند کمی دیر البته!!

 

ای داد دل زمانه پرتشویش است

اندوه وعذاب خانه بیش از پیش است

در سردی خاک خون گرمی جاری است

انگار دل خدا از این غم ریش است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 9:6  توسط مسعودمعظمی | 

غم میوه ی شادی ز دل من چیده است

چشمم همه جور بی وفایی دیده است

روزم شده تاریک تر از ظلمت شب

بخت من از آن روز ازل خوابیده است

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 دی1387ساعت 0:22  توسط مسعودمعظمی | 


اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟
هر دم به هواي دل ما مي آيي


باز آي و قدم به روي چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا مي آيي!
                                                             
"قیصر امین پور"

به راستی که "چقدر زود دیر می شود."

یک سال ازسفر ابدی قیصر شعر فارسی گذشت.

 

یادش سبز و روحش شاد.


+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آبان1387ساعت 22:40  توسط مسعودمعظمی | 

من چشم به راه توام و یک بوسه

محتاج نگاه توام و یک بوسه

گویند گناه است تماشای رخت

دلخوش به گناه توام و یک بوسه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 0:24  توسط مسعودمعظمی | 

۲۰مهر روز حافظ

کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب

تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

 

بی شک حافظ را باید مردمی ترین شاعر ایران زمین دانست.چراکه بیش از هر شاعر

دیگری در ذهن و خاطره ی ایرانیان نقش بسته است. دیوان حافظ و غزلیات گران -

سنگش پیوسته زینت بخش محافل انس بوده و هست.

از منزلت این خداوندگار سخن همین بس که دیوانش بر سفره نوروز - یلدا و...

در کنار کتاب آفرینش -قرآن کریم- جای گرفته است.که در واقع نشاندهنده انس و

الفت این شاعر با کلام وحی است به گونه ای که این ارتباط در غزلیاتش نیز نمود دارد

نظیر این بیت :

حافظا در کنج فقرو خلوت شب های تار

تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

 

 نام و یادش در خاطرمان زنده ماناد. 

+ نوشته شده در  شنبه 20 مهر1387ساعت 9:47  توسط مسعودمعظمی | 

من از سر تو دست اگر بردارم

انگار همیشه از خودم بیزارم

درمان منی و ازتو پرهیزی نیست

بیمارم و درد "بی تو بودن" دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مهر1387ساعت 11:41  توسط مسعودمعظمی | 

شاعر که می شوی..

          خیال تو یعنی :

                        حکومت دوست

                            

روز شعر و ادب فارسی گرامی باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 22:58  توسط مسعودمعظمی | 

در بغض گلوی من اگر آهی نیست

صد چاله میان ما ولی چاهی نیست

بیهوده تو از  دوریمان  دلگیری

از شهر شما تا ده ما راهی نیست 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 7:19  توسط مسعودمعظمی | 

یک مرد همیشه تک و تنها مانده

عمریست که در کار خودش وامانده

بی تاب ترین شاعر این شهر شده

انگار دلش پیش شما جامانده

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 0:10  توسط مسعودمعظمی |